مشاوره بابت شهادت دادن در دادگاه
۶ اردیبهشت ۱۴۰۵
کیفری
یه شب من و حسین و ابوالفضل و علیرضا برای ورق بازی به خانه حسین اینا میرویم که بازی کنیم
ما هر ۳ مان ۱۷ ساله هستیم فقط علیرضا ۲۱ ساله هست
عرفان رفیق حسین زنگ حسین زد گفت کجایی گفت خونه داریم ورق بازی میکنیم، عرفان گفت حالا یه سری میام پیشتون حسین گفت باشه
یه ۱۰ دقیقه گذشت عرفان اومد ولی تنها نبود ایمان و حسن هم همراهش بودن و مشروب همراه خودشون داشتن
اینا نشستن مشروب رو خوردن بعد وقتی میخواستیم بریم بیرون عرفان و حسن و ایمان با ابوالفضل دعواشون شد و گرفتن ابوالفضل رو کتک زدن و بهش تجاوز بدون دخول انجام دادن
من فقط اولش که دیدم کتکش زد ترسیدم و از اونجا فرار کردم
فقط حسین و علیرضا توی حیاط داشتن نگاه میکردن میخواستن برن جداشون کنن ایمان نمیگذاشت
من از ترس خودم فرار کردم
حالا ابوالفضل از اون سه تا که زدنش شکایت کرده
از حسین هم چون زنگ اونا زده و خونه برای اون بوده شکایت کرده و گفته نقشه کشی کرده
اسم من و علیرضا هم داده برای شاهد و برای هممون ۲۹ ام احظاریه اومده
حالا اون ۳ تا و حسین گردن نگرفتن و قاضی حرف ابوالفضل رو باور نکرد و گفت فقط با شاهد میتونی ثابتش کنی گفته شاهد داری گفته اره ولی میترسن بیان
قاضی گفته اسمشون رو بده احظارشون کنم
حالا احظاریه اومده اونام گردن نگرفتن من برم چکار کنم چی بگم که برای من که کاری نکردم هیچ دردسری درست نشه
لطفا کمکم کن